روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٢٧
گفت: أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللّٰهَ ،گفت:زن را نگاه دار و از خداى بترس، و او را وعظ كرد،فذلك قوله تعالى: وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي ،ياد كن اى محمّد چون گفتى آنكس را كه خداى بر او نعمت كرد،و تو بر او نعمت كردى،يعنى زيد حارثه[را] [١].
امّا نعمت خداى به هدايت بود،و امّا نعمت تو به عتق كه او را آزاد بكردى نگاه دار زنت را و از خداى بترس.امّا قوله: وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللّٰهُ مُبْدِيهِ وَ تَخْشَى النّٰاسَ وَ اللّٰهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشٰاهُ [٢]،و پنهان مىدارى [٣]در نفس خود آنچه خداى آشكارا خواهد كردن و از مردمان مىترسى [٤]و اولىتر آنكه از خداى بترسى [٥]،آنچه در دل [٦]داشت عشق نبود،عزم بود بر نكاح او اگر زيد او را دست بدارد كه او را بزنى كند، چه دخترعمّۀ او بود،و ترس او از مردم براى آن بود كه گفتندى:زن پسر را به زنى كرده است،و پندارند [٧]كه اين روا نيست،و آن خود در شرع روا بود.
امّا قوله: وَ اللّٰهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشٰاهُ ،دليل آن نكند كه او از خداى نترسد [٨]،براى آنكه اين در حقّ آنكس روان [٩]باشد كه او از خداى ترسد،چنان كه گفت:
[٢٥٩-ر][ يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللّٰهَ [١٠]،و: لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ [١١]،و اين دليل] [١٢]نكند كه او [١٣]شرك [١٤]خواست آوردن.
و در اخبار ما چنان است كه:خداى تعالى خواست تا آن حكم جاهليّت [١٥]منسوخ كند كه نكاح زنان ادعاء حرام داشتندى چون نكاح زنان پسران [١٦]كه از صلب
[١٢] [١] .اساس:ندارد از آط،افزوده شد.
[٢] .آط،آب،آج،لب+گفت.
[٣] .آج،لب:مىداريد.
[٤] .آط،آب،مش:مىبترسى،آج،لب:مىترسيد.
[٥] .آج،لب:بترسد،احتمالا«بترسيد»بايد بوده باشد.
[٦] .آط،آب،آج،لب،مش،كا+پنهان.
[٧] .آط،آج،لب،مش:نپندارند.
[٨] .آط،آب،آج،لب:نترسيد.
[٩] .كا:روا،ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[١٠] .سوره احزاب(٣٣)آيۀ ١.
[١١] .سورۀ زمر(٣٩)آيۀ ٦٥.
[١٣] .اساس:نه آنكه او،آط،آب،آج،لب،مش:نكند كه رسول خداى،با توجّه به نسخه آط و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[١٤] .آط،آب،آج،لب،مش:شركى.
[١٥] .آط،آب،آج،لب،مش+را.
[١٦] .آط،آب،آج،لب،مش،كا:پسر.