روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٨ - ترجمه
را بر شما اين امان نيست [١].گفتند:چون ندهى،ما نيز با شما دست يكى نداريم،و خذلان در ميان ايشان افتاد،و خداى تعالى آن شب بادى عظيم بفرستاد بر ايشان سرد و سخت چنان كه خيمههاى ايشان بدريد و طنابها بگسست،و ذلك قوله: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّٰهِ عَلَيْكُمْ ،گفت:ياد كنى اى مؤمنان نعمت خداى بر شما بر سبيل تذكير و تنبيه گفت: إِذْ جٰاءَتْكُمْ جُنُودٌ ،چون آمد به شما لشكرهايى [٢]يعنى احزاب با [٣]جماعات قريش و مكّيان و غطفان و بنى قريظه و بنى النّضير.
فَأَرْسَلْنٰا عَلَيْهِمْ رِيحاً ،بفرستاديم بر ايشان بادى.
مفسّران گفتند:باد صبا بود
لقوله-عليه السّلام: نصرت بالصّبا و اهلكت عاد بالدّبور ،گفت:مرا به باد صبا نصرت كردند و عاد را به باد دبور هلاك كردند.و «صبا»،آن باد بود كه چون روى به در خانه كعبه دارى برابر روى تو جهد،و «دبور»برابر صبا باشد. وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهٰا ،و لشكرهايى كه شما نديدى ايشان را از فريشتگان.
اهل سير گفتند:فريشتگان آن روز فرود آمدند و لكن كارزار نكردند.
مفسّران گفتند:خداى تعالى بادى بفرستاد سرد [٤]سخت كه طنابهاى خيمههاى ايشان [٥]بگسست،و خيمهها [٦]بدريد،و آتشهاى [٧]ايشان بكشت،و ديگها [٨]بيفگند،و اسپانشان [٩]برميدند،و خداى تعالى ترس در دل ايشان افگند [١٠]،و فريشتگان از جوانب لشكرگاه ايشان تكبير كردند تا سيّد هر قبيله قوم خود را مىگفت:
از بر من مروى،مرا نگاه دارى.
محمّد بن كعب القرظىّ گفت،جوانى از اهل كوفه گفت حذيفه يمان را گفتم:
يا با عبد اللّه!شما رسول خداى را ديدى،و با او صحبت داشتى [١١]،چگونه بودى با او؟ .
[١] .آط،آب،آج،لب،مش+جهودان.
[٢] .آط،آب،آج،لب،مش:لشكرها.
[٣] .آط،آب،آج،لب،مش:به.
[٤] .آط،آب،آج،لب،مش،كا+و.
[٥] .آج،لب:طنابهاى ايشان.
[٦] .ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٧] .آط،آب،آج،لب،مش:آتش.
[٨] .آط،آب،آج،لب،مش:ديگهاى ايشان،كا:ديگهاشان.
[٩] .آط،آب،آج،لب:اسپان ايشان.
[١٠] .آب،مش:انداخت.
[١١] .آط،كا:كردى/كرديد،مش:داشتيد/داشتى.