روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٤ - ترجمه
زهرى و مقاتل گفتند:اين مثلى است كه خداى تعالى زد براى مظاهران كه از اهل خود ظهار كردندى،و گفتندى:انت علىّ كظهر امّي،و براى متبنّيان كه ايشان [١]پسر خواندگان [٢]گرفتندى گفت:چنان كه محال است كه مردى را دودل باشد،محال است كه يك شخص [٣]هم زن او باشد هم مادرش،و يا پسر او باشد و پسرى ديگر [٤].آنگه اين را به بيان [٥]محقّق كرد و گفت: وَ مٰا جَعَلَ أَزْوٰاجَكُمُ اللاّٰئِي تُظٰاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهٰاتِكُمْ ،و نكرد آن زنان را كه شما از ايشان ظهار مىكنى مادران شما.
ابو جعفر و ابو عمرو و ورش،«اللاّى [٦]»خواندند بىهمزه و بىمد،و يعقوب [٧]مهموز و ممدود خواند [٨]بى«يا».و اهل كوفه و شام به همز [٩]تو و مدّ«يا»خواندند،و انشدوا على قراءة نافع قول الشّاعر-شعر:
من اللاّء لم يحججن يبغين حسبة
و لكن ليقتلن البرىء المغفلا
و راويان ابن كثير از او خلاف كردند،قوله:«تظاهرون».
اهل شام [١٠]به فتح«تا»و تشديد«ظا»خواندند،و الاصل تتظاهرون من التّظاهر.و كوفيان جز عاصم خواندند:به فتح«تا»و تخفيف«ظا»على تقدير«تتظاهرون»به حذف«تا»بىادغام،و در اوّل با ادغام.
و عاصم،«تظاهرون»خواند به ضمّ«تا»و تخفيف«ظا»،من المظاهرة.
و آيت در أوس بن الصّامت آمد و در زنش خوله بنت ثعلبه [١١]،و قصّۀ آن و حكم ظاهر در سورة المجادلة بيايد-انشاءاللّه [١٢]. وَ مٰا جَعَلَ أَدْعِيٰاءَكُمْ أَبْنٰاءَكُمْ ،و نكرد پسر خواندگان شما را پسران شما.«ادعياء»،جمع دعىّ باشد، فعيل به معنى مفعول،يعنى مدعوّند به پسرى شما.
[١] .كا:ايشان كودكان را به پسرى گرفتندى.
[٢] .آط،آب،آج،لب:پسرىكردگان،مش:پسر ديگرى.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:زن.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:يا يك شخص هم پسر او باشد و هم پسر ديگرى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:براى ايشان.
[٦] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:لاى/لاء.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+نافع.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:خواندند.
[٩] .آب،آج،لب:به همزه.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+تظّاهرون.
[١١] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:تغلب.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها بجز كا+تعالى.