روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٠ - ترجمه
مزامير و معازف دانند،و بر اين تأويل چنان باشد [١]كه:يشتري ذوات لهو الحديث، براى آنكه كنيزك [٢]لهو حديث نباشد [٣]،خداوند [٤]لهو حديث باشد [٥]،و اين از باب حذف مضاف باشد و اقامت مضافاليه به جاى او.
و ابو امامه روايت كرد از رسول-صلّى اللّه عليه و على آله-كه او گفت:حلال نباشد تعليم مغنّيات و زنانى كه غنا مىآموزند،و بيعشان روا نباشد،و بهاشان [٦]حرام باشد، و گفت:اين آيت در مانند اين فرود آمد كه خداى مىگويد: وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ ،تا به آخر آيت.
آنگه گفت:هيچكس [٧]نباشد كه او آواز به غنا بردارد و الّا دو شيطان بيايند و بر دوشهاى [٨]او بنشينند و او را به پاى مىزنند و مىجنبانند تا خاموش شدن [٩].
بعضى دگر گفتند:مراد به«اشتراء»،استبدال و اختيار است،يعنى كس هست كه غنا و مزامير و سماع[آن بر سماع] [١٠]قرآن اختيار مىكند،و بر اين قول مراد به سَبِيلِ اللّٰهِ ،قرآن باشد.ابو الصّهباء گفت:عبد اللّه مسعود را پرسيدم از اين آيت، گفت:هو الغناء و اللّه،سرود است آن به خداى.
ابن جريج گفت:طبل باشد،ضحّاك گفت:شرك [١١]است،و [١٢]ضحّاك گفت:غنا مفسدۀ مال است،و مفسدۀ دل است،و جاى سخط خداى است.
عبد اللّه عبّاس گفت:اين آيت در مردى آمد كه او كنيزكى خنياگر بخريد تا براى او غنا مىگفت پيوسته.و هر حديث كه تو را از ذكر خداى مشغول كند آن لهو باشد.
قتاده گفت:همۀ لهو و لعب در تحت اين شود.عطا گفت:ترّهات است و حديث بىفايده.مكحول گفت:هركس كه او كنيزك خنياگر خرد تا براى او غنا
[١] .آط،آج،لب،كا:تأويل تقدير آن باشد،آب،مش:بر اين تقدير تأويل آن باشد.
[٢] .آب،آز،مش:كنيزكان.
[٥] [٣] .آب،آز،مش:باشند.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا:خداوندان.
[٦] .آج،لب:بهاى ايشان،كا:بهايشان.
[٧] .آل:ندارد،ديگر نسخه بدلها:كس.
[٨] .آل:ندارد،ديگر نسخه بدلها:روشن.
[٩] .آب،آز،مش:شود.
[١٠] .اساس:ندارد،به قياس با نسخه آط و با توجه به معنى،افزوده شد.
[١١] .آط،آب،آز،مش:شركت.
[١٢] .آط،آب،آز،مش+هم.