روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٣ - ترجمه
مضموم على الخطاب للجماعة،و سكون«را» [١]،تا بيفزاى [٢]در مال مردمان،آن به نزديك خداى نيفزايد. وَ مٰا آتَيْتُمْ مِنْ زَكٰاةٍ ،و آنچه بدهى [٣]از زكات و به آن روى خداى خواهى [٤]،يعنى براى خداى دهى [٥]. فَأُولٰئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ ،آنان كه اين كنند، يعنى زكات دهند ايشان خداوندان ضعف باشند،و ايشان را ثواب مضاعف بود.در آيت تزهيد است از ربا و ترغيب در زكات [٦].خداى تعالى در باب ربا و زكات مىگويد: يَمْحَقُ اللّٰهُ الرِّبٰا وَ يُرْبِي الصَّدَقٰاتِ [٧].
مفسّران در معنى آيت خلاف كردند.سعيد جبير و مجاهد و طاوس و قتاده و ضحّاك گفتند:اين مردى باشد كه عطايى به كسى دهد يا هديهاى به طمع آنكه زيادت آن بستاند آن ربايى است حلال خداوندش را،در او مزدى نباشد و بزهاى نباشد.و گفتند [٨]:اين معنى رسول-عليه السّلام-نكردى و او را نشايستى كردن، لقوله: وَ لاٰ تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ [٩].
شعبى گفت:اين مردى باشد كه خويشتن در سفر بر كسى بندد و خدمت او كند تا از او قوتى و نفقاتى به او مىرسد،يا [١٠]آن مرد بازرگان گويد:از اين سود كه مرا باشد بر اين مال تو را چندين نصيب است تا مرا معاونت كنى در اين سفر،اين نه براى خداى كند.
نخعى گفت:معنى آن است كه در جاهليّت [١١]عادت بودى كه مرد بسيار مال چيزى به خويشاوند [١٢]دادى بدان تجارتى كردى غرض او نه خداى بودى،و اوقاتى از او چيزى بستدى به مرابحۀ آن.
سدّى گفت:آيت در بني ثقيف آمد كه ايشان ربا دادندى،خداى تعالى
[١] .همۀ نسخه بدلها:«واو».
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز كا+شركت.
[٣] .آب،آز،مش،كا:بدهيد.
[٤] .آب،آز،مش،كا:خواهيد.
[٥] .آب،آز:بدهيد،مش،كا:دهيد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+بخلاف آنكه مردمان گمان برند كه ربا در مال بيفزايد و از زكات مال بكاهد.
[٧] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٧٦.
[٨] .آب،آز:گفتهاند.
[٩] .سورۀ مدّثّر(٧٤)آيۀ ٦.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:تا.
[١١] .آج،لب:چندين.
[١٢] .آط،آب،آز،مش:خويشاوندان خود،آج،بخيشاوندان خود،كا:به خويشان خود.