روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٩ - ترجمه
وَ ابْتَغِ فِيمٰا آتٰاكَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ ،گفت:و طلب كن در اين مال كه خداى تو را داد سراى آخرت و ثواب. وَ لاٰ تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيٰا ،و بهرۀ خود از دنيا فراموش مكن.
مجاهد گفت و ابن زيد:در دنيا تقصير مكن در طاعت تا به آخرت تو را بر دهد.
اين روايت علىّ بن طلحه [١]است از عبد اللّه عبّاس.
از [٢]اميرالمؤمنين على روايت كردند كه او گفت:معنى آن است كه نصيب خود از دنيا فراموش مكن از تندرستى و قوّت و برنايى و نشاط و توانگرى [٣]كه به اين آلات طلب آخرت كنى.
حسن گفت:نصيب خود از دنيا فراموش مكن از آنچه كفايت تو را به كار بايد [٤]در دنيا از وجهى حلال كه آن نصيب تو [٥]باشد از روزى.
منصور بن زادان گفت:يعنى قوت تو و قوت عيالت. وَ أَحْسِنْ كَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَيْكَ ،نيكوى [٦]كن با خلقان خداى چنان كه خداى تعالى با تو نيكوى [٧]كرده است،و طلب فساد مكن در [٨]زمين كه خداى تعالى مفسدان را دوست ندارد.
قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِيتُهُ عَلىٰ عِلْمٍ عِنْدِي ،قارون گفت:اين مال كه مرا دادند [١٩٥-ر]از علمى دادند كه مرا هست،و اين [٩]علم مرا خداى داد،و به اين علم مرا تفضيل داد بر شما.گفتند:علم كيميا بود.
سعيد بن المسيّب گفت:موسى-عليه السّلام-علم كيميا دانست،ثلثى از آن يوشع ابن نون [١٠]را بياموخت،و ثلثى از آن كالب [١١]بن يوفنا را بياموخت،و ثلثى [١٢]قارون را.
هريكى در صنعت ناتمام بودند.قارون ايشان را بفريفت و آن دو ثلث از ايشان بستد.
[١] .مش:على بن ابى طلحه.
[٢] .همۀ نسخه بدلها بجز كا:و از.
[٣] .كذا در اساس:تو نگرى/توانگرى،كا:توانگرى،ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٤] .آب،آج،لب،آز،آل:به كار آيد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها بجز كا+را.
[٧] [٦] .همۀ نسخه بدلها:نيكويى.
[٨] .آج،لب،آل+اين.
[٩] .آج،لب،آل:آن.
[١٠] .اساس:النّون،با توجّه به قاعدۀ لغت و ضبط پارهاى نسخه بدلها تصحيح شد.
[١١] .اساس:قالب،به قياس با آط و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[١٢] .مش،كا+از آن.