روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٢ - ترجمه
و ساحل البحر،و جرف البئر،و شفير القبر،و ناحية البلد،و طرّة الثّوب،و حاشية الكتاب. فِي الْبُقْعَةِ الْمُبٰارَكَةِ ،در آن جاى مبارك، مِنَ الشَّجَرَةِ ،از درخت.
عبد اللّه مسعود گفت:درخت سمره بود،درختى سبز تازه.قتاده گفت:عوسج بود.وهب گفت:علّيق بود،و اين آيت دليل است بر آنكه كلام خداى تعالى محدث است،و متكلّم فاعل كلام باشد دون آنكه كلام به او قائم بود،براى آنكه حقتعالى گفت:موسى را از درخت ندا كردند،و معنى اين باشد كه:موسى كلام از درخت شنيد،و تا كلام به درخت قائم نباشد به معنى حلول موسى [١]نتواند شنيدن،و چون چنين بود كلام كلام درخت بود في قوله: إِنِّي أَنَا اللّٰهُ .پس خداى موسى درخت بوده باشد،و موسى درختپرست باشد [٢]،چون اين باطل است بنماند الّا آنكه كلام كلام خداى بود،و درخت محلّ كلام بود،و كلام خداى در او آفريد.و چون چنين باشد متكلّم فاعل كلام بود دون آنكه كلام به او قائم باشد،و قوله: أَنْ يٰا مُوسىٰ تا به آخر آيت،محلّ او رفع است باسناد الفعل اليه.
وَ أَنْ أَلْقِ عَصٰاكَ ،عطف است برآن [٣]،و محلّ او هم رفع است.موسى را ندا كرد خداى تعالى به كلام خود،كلامى كه در درخت آفريد كه:من خداى جهانيانم،و نيز ندا كرد كه:عصا بيفگن. فَلَمّٰا رَآهٰا ،اين جا محذوفى هست، و التّقدير:فالقاها فصارت حيّة،موسى عصا بيفگند [٤]مارى گشت.چون موسى عصا ديد [٥][١٨٤-ر]مار گشته مىجنبيد و مىرفت پنداشتى مارى است خرد سريع الحركة. وَلّٰى مُدْبِراً ،پشت بر كرد [٦]و روى به هزيمت نهاد [٧]و بازنايستاد [٨]. يٰا مُوسىٰ أَقْبِلْ ،هم از جملۀ كلام و خطاب خداى است با [٩]موسى كه از درخت [١٠]ندا آمد:اى موسى روى فراكن [١١]و مترس كه تو از جمله ايمنانى.
اُسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ ،و دست در گريبان كن تا بيرون آيد سپيد بىبدى،
[١] .همۀ نسخه بدلها+از او.
[٢] .آج،لب،آل:بوده باشد.
[٣] .اساس،آط،آج،لب،آل،مش:بر اين،به قياس با نسخۀ كا و مفهوم عبارت تصحيح شد.
[٤] .آب،آز+به فرمان خداى تعالى.
[٥] .آب،آز+كه.
[٦] .آط،آل،آج،لب:پشت بر كرده.
[٧] .آج،لب،آل:نهاده.
[٨] .آط،آج،لب،آل:بايستاد،آب،آز،مش:ايستاد.
[٩] .آب،آز،آل:يا.
[١٠] .آط،آب،آج،لب،آل،مش:كه در تحت.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:فراز كن.