تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٥
اگر سكوت كنم آئين موسى به سرعت در اعماق قلوب مردم مصر، نفوذ مىكند، و آئين مقدس بتپرستى، كه حافظ قوميت و منافع شما است جاى خود را به يك آئين توحيدى بر ضد شما مىدهد!
و اگر امروز سكوت كنم و بعد از مدتى اقدام به مبارزه با موسى نمايم هواخواهان بسيارى پيدا مىكند و درگيرى شديدى، به وجود مىآيد كه مايه خونريزى و فساد و نا آرامى در سطح كشور، خواهد بود، بنابراين مصلحت اين است كه هر چه زودتر، او را به قتل برسانم.
البته «دين» از دريچه فكر «فرعون» چيزى جز پرستش او، و يا بتهاى ديگر نبود، آئينى در مسير «تخدير و تحميق» مردم، و وسيلهاى براى مقدس شمردن سلطه جابرانه آن مرد خونخوار!
و «فساد» نيز از نظر او به وجود آمدن يك انقلاب ضد استكبارى براى آزاد ساختن تودههاى اسير و دربند، و محو آثار بتپرستى و احياى توحيد، بود.
و هميشه، جبّاران و مفسدان براى توجيه جنايات خود، و مبارزه با مردان خدا به اين دو بهانه دروغين، دست زدهاند كه هم امروز نيز نمونههايش را در گوشه و كنار دنيا با چشم خود مىبينيم.
***
اكنون ببينيم موسى عليه السلام كه ظاهراً در آن مجلس، حضور داشت چه عكسالعملى نشان داد؟ قرآن در آيه بعد مىگويد:
«موسى عليه السلام گفت: من به پروردگارم و پروردگار شما پناه مىبرم از هر متكبرى كه به روز حساب ايمان نمىآورد»! «وَ قالَ مُوسى إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لايُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسابِ».
موسى عليه السلام، اين سخن را با قاطعيت و اطمينانى كه مولود ايمان نيرومند و