تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤
با اين حال دليلى ندارد كه فرعون در اين فاصله زمانى تصميم قتل موسى را گرفته باشد، يا از تبديل دين و آئين مردم مصر در وحشت فرو رود. «١»
خلاصه اين كه، آنها معتقد بودند: موسى شخصاً يك «حادثه» است، اما اگر در آن شرايط كشته شود، تبديل به يك «جريان» خواهد شد، جريانى بزرگ و پرشور كه كنترل آن بسيار مشكل خواهد بود.
بعضى ديگر، از اطرافيان فرعون كه دل خوشى از او نداشتند مايل بودند موسى زنده بماند، و فكر فرعون را به خود مشغول دارد، تا آنها آسوده خاطر زندگى كنند، و دور از چشم فرعون به سوء استفاده مشغول باشند، چرا كه اين يك برنامه هميشگى است كه اطرافيان شاهان مايلند، هميشه فكر آنها مشغول كارى باشد و آنها آسوده خاطر به تأمين منافع نامشروع خود بپردازند، لذا گاهى دشمنان خارجى را تحريك مىكردند، تا از شرّ فراغت «شاه» در امان بمانند!
سپس، فرعون براى توجيه تصميم قتل موسى، دو دليل براى اطرافيانش ذكر مىكند: يكى جنبه به اصطلاح دينى و معنوى دارد، و ديگر جنبه دنيوى و مادى، مىگويد: «من از اين مىترسم كه آئين شما را عوض كند! و دين نياكانتان را بر هم زند»! «إِنِّي أَخافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ».
«يا اين كه فسادى بر روى زمين آشكار سازد» «أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِى الْأَرْضِ الْفَسادَ».