تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٧
مسأله معاد و زنده شدن انسانها، بعد از مرگ بود، در آيه بعد با يك بيان روشن، مسأله معاد را متذكر مىشود، مىفرمايد: «آفرينش آسمانها و زمين از آفرينش انسانها مهمتر و بالاتر است، ولى اكثر مردم نمىدانند» «لَخَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لايَعْلَمُونَ».
كسى كه توانائى دارد اين كرات عظيم و كهكشانهاى وسيع و گسترده را با آن همه عظمت بيافريند، و اداره و تدبير كند، چگونه از احياى مردگان عاجز و ناتوان خواهد بود؟ اين جهل گروهى از مردم است كه به آنها اجازه درك اين حقايق را نمىدهد.
غالب مفسران، اين آيه را پاسخى به «مجادله مشركان» در مورد «معاد» دانستهاند «١» ولى بعضى، نيز احتمال دادهاند كه منظور، پاسخى است به «كبر متكبران مغرور» كه خود و افكار كوتاهشان را بزرگ، مىپنداشتند، در حالى كه در مقايسه با عظمت عالم هستى، ذره ناچيزى بيش نبودند، اين معنى از مفهوم آيات، چندان دور نيست ولى با توجه با آيات بعد، معنى اول مناسبتر به نظر مىرسد.
به هر حال، در اين آيه، يكى ديگر از عوامل «مجادله» باطل را ذكر كرده، كه آن «جهل» است، در حالى كه در آيات قبل مسأله «كبر» مطرح شده بود، و اين هر دو رابطه نزديك با هم دارند، چرا كه سرچشمه «كبر» «جهل و نادانى» و عدم شناخت قدر خود، يا مقدار علم و دانائى خويشتن است.
***
در آيه بعد، در يك مقايسه روشن وضع حال اين متكبران جاهل را، در