تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٥
سختترين نوع وحى بر پيامبر بود، به گونهاى كه حتى در روزهاى بسيار سرد صورت مباركش غرق عرق مىشد، و اگر بر مركب سوار بود مركب چنان سنگين مىشد كه بىاختيار به زمين مىنشست.
٤- گاه، «جبرئيل» به صورت اصليش كه خدا او را بر آن صورت آفريده بود بر پيامبر صلى الله عليه و آله ظاهر مىشد و اين در طول عمر پيغمبر صلى الله عليه و آله تنها دو بار صورت گرفت (همان گونه كه در سوره «نجم»- آيه ١٢ شرح آن خواهد آمد). «١»
نكتهها:
١- وحى در لغت و قرآن و سنت:
اصل وحى، چنان كه «راغب» در «مفردات» مىگويد، «اشاره سريع» است خواه با كلام رمزى باشد، و يا صداى خالى از تركيب كلامى، و يا اشاره با اعضاء (با چشم و دست و سر) و يا با نوشتن.
از اين تعبيرات، به خوبى استفاده مىشود كه در «وحى» اشاره از يكسو و سرعت از سوى ديگر، نهفته شده، و به همين دليل، براى ارتباط مرموز و سريع انبياء با عالم غيب، و ذات پاك پروردگار، اين كلمه استخدام شده است.
در قرآن مجيد، و لسان اخبار «وحى» به معانى مختلفى به كار رفته است، گاه در مورد انبياء، گاه در انسانهاى ديگر، گاه در مورد ارتباطهاى رمزى ميان انسانها، و گاه ارتباط مرموز شياطين و گاه در مورد حيوانها.
جامعترين سخن، در اين زمينه سخنى است كه از على عليه السلام در پاسخ شخصى كه از «مسأله وحى» سؤال نمود، نقل شده، امام آن را به هفت قسمت تقسيم فرمود: