تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤
ولى در غالب موارد، در قرآن كريم اين واژه در «مجادله به باطل» استعمال شده است، چنان كه در همين سوره «مؤمن» پنج بار اين كلمه در همين معنى به كار رفته.
به هر حال، بحث و گفتگو و استدلال و مناقشه در گفتار ديگران، اگر به منظور روشن شدن حق، نشان دادن راه، و ارشاد جاهل بوده باشد، عملى است پسنديده، و شايسته تقدير، بلكه در بسيارى از موارد واجب است.
قرآن، هرگز با بحث و گفتگوى روشنگرانه، و استدلال براى تبيين حق، مخالفت نكرده، بلكه در آيات زيادى، آن را عملًا تثبيت نموده است.
در بسيارى از موارد، از مخالفين مطالبه برهان و دليل مىكند، و مىگويد:
هاتُوا بُرْهانَكُمْ: «استدلال خود را بياوريد».
و در بسيارى از موارد در مقابل تقاضاى برهان، به اقامه دلائل مختلف پرداخته است، چنان كه در آخر سوره «يس» خوانديم، كه در برابر آن مرد عرب كه استخوان پوسيدهاى را به دست گرفته بود، از پيامبر صلى الله عليه و آله مىپرسيد: مَنْ يُحْيِى الْعِظامَ وَ هِىَ رَمِيْمٌ: «چه كسى مىتواند اين استخوانهاى پوسيده را از نو زنده كند»؟ چندين دليل بر مسأله معاد و قدرت خداوند بر احياى مردگان اقامه مىكند.
و نيز در آيه ٢٥٨ سوره «بقره»، گفتگوهاى «ابراهيم» عليه السلام و دلائل دندانشكن او را در برابر نمرود، و در آيات ٤٧ تا ٥٤ سوره «طه» احتجاج «موسى» عليه السلام را در برابر «فرعون»، منعكس ساخته، كه نمونه روشنى از مجادله شايسته است، همچنين قرآن پر است از دلائل مختلفى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مقابل بتپرستان و مشركان و بهانهجويان اقامه مىكرد.
اما در برابر آن، موارد زيادى را نقل مىكند كه، طرفداران باطل، براى به كرسى نشاندن سخنان بىاساس خود، دست به مجادلات زشتى مىزدند و با