تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٤
مشكلات و مسائل مختلف زندگى او آشنائى داشته باشد، تا بتواند قدوه و اسوه او گردد، لذا قرآن در آيه ٨ سوره «انعام» تصريح مىكند: «اگر او را فرشته قرار مىداديم، حتماً وى را به صورت انسانى در مىآوريم!» (وَ لَو جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا).
***
در آيات بعد، چنان كه روش قرآن است، بعد از ذكر اجمال، به تفصيل درباره عاد و ثمود پرداخته، مىگويد: «اما قوم عاد، در زمين بدون حق تكبر كردند. (و هر كبرى ناحق است) تا آنجا كه گفتند: چه كسى از ما نيرومندتر است»؟! «فَأَمَّا عادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِى الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ قالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً».
مىدانيم آنها جمعيتى بودند كه در سرزمين «احقاف» در ناحيه «حضرموت» در جنوب «جزيره عربستان»، زندگى داشتند، و از نظر قدرت جسمانى، و تمكن مالى، و تمدن مادى، كم نظير بودند، قصرهاى زيبا و قلعههاى محكم مىساختند، مخصوصاً بر مكانهاى مرتفع، بناهائى كه نشانه قدرت و وسيله خودنمائى بود بر پا مىكردند، مردمانى خشن و جنگجو بودند، و اين قدرت ظاهرى آنها را سخت مغرور كرده بود، چنان كه خود را جمعيتى شكستناپذير و برتر از همه، مىپنداشتند، و به همين دليل در برابر خدا و پيامبرشان «هود» به طغيان و سركشى و تكذيب و انكار، برخاستند.
اما قرآن در پاسخ اين ادعا مىگويد: «آيا آنها نمىدانستند خداوندى كه آنان را آفريده از آنها قويتر است»؟! «أَوَلَمْيَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً». «١»