تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٩
است. «١»
در اينجا سؤالى مطرح است و آن اين كه: آيا از جمله «لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها» استفاده نمىشود كه هدف از نزول قرآن، انذار مردم «مكّه» و اطراف آن است؟ آيا اين تعبير با جهانى بودن اسلام، تضاد ندارد؟!
پاسخ اين سؤال، با توجه به يك نكته روشن مىشود، و آن اين كه: كلمه «امّ القرى» كه يكى از نامهاى «مكّه» است از دو واژه تركيب يافته «امّ» كه در اصل به معنى «اساس و ابتداء و آغاز» هر چيزى است، و مادر را هم به همين جهت «امّ» مىگويند كه، اساس و اصل فرزندان است.
و «قرى» كه جمع «قَرْيه» به معنى هرگونه آبادى و شهر است، اعم از شهرهاى بزرگ و كوچك يا روستاها، و شواهد زيادى نيز در قرآن بر اين معنى وجود دارد.
اكنون ببينيم چرا «مكّه» را «امّالقرى» ناميدهاند؟ (مادر و اصل همه آبادىها).
روايات اسلامى تصريح مىكند كه، همه زمين نخست زير آب غرق بود و خشكىها تدريجاً سر از آب بيرون آوردند (علم امروز نيز اين معنى را پذيرفته است).
اين روايات مىگويد: نخستين نقطهاى كه از زير آب سر برآورد «كعبه» بود، و سپس خشكىهاى زمين از كنار آن گسترش يافت كه از آن به عنوان «دحو الارض» (گسترش زمين) ياد شده است.
با توجه به اين تاريخچه روشن مىشود كه «مكّه» اصل و اساس و آغاز همه