تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٤
أَتانِي يَمْشِي، أَتَيْتُهُ هَرْوَلَةً: «كسى كه يك وجب به سوى من آيد من يك ذراع به سوى او مىروم، و كسى كه آهسته به سوى من بيايد من شتابان به سوى او مىروم»!. «١»
اين احتمال نيز، در تفسير جمله اخير، داده شده است كه «اجتباء» و گزينش مخصوص انبياء نيست، بلكه تمام بندگان خالص و مخلص را كه داراى مقام والاى الهى بودند، شامل مىگردد.
و از آنجاكه يكى از دو ركن دعوت انبياى «اولوالعزم» عدم تفرقه در دين است، و مطمئناً همه آنها روى اين مسأله تبليغ كردند، اين سؤال پيش مىآيد:
پس سرچشمه اين همه اختلافات مذهبى از كجا است؟
آيه بعد، به پاسخ اين سؤال پرداخته، سرچشمه اصلى اختلافات دينى را چنين بيان مىكند: «آنها راه تفرقه را پيش نگرفتند مگر بعد از آن كه اتمام حجت بر آنها شد، و علم و آگاهى كافى به آنها رسيد، و اين تفرقهجوئى به خاطر حبّ دنيا و رياست و ظلم و حسد و عداوت بود» «وَ ماتَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ».
آرى، دنياپرستان ستمگر، و حسودان كينهتوز، در برابر آئين يكپارچه انبياء قيام كردند، و هر گروهى را به راهى نمودند، تا پايههاى رياست خود را تقويت كنند، و منافع دنياى خويش را تأمين نمايند، و حسادتها و عداوتهاى خود را با مؤمنان راستين، و مكتب انبياء، آشكار سازند، ولى تمام اينها بعد از اتمام حجت بود.
به اين ترتيب سرچشمه اختلافهاى مذهبى، جهل و بىخبرى نبود، بلكه