تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥
انواع سفسطهها و بهانهجوئيها، تلاش براى ابطال حق، و اغواى مردم سادهدل، داشتهاند، سخريه و استهزاء، تهديد و افترا، و انكار بدون دليل، از روشهاى معمولى اقوام گمراه و سركش در مقابل پيامبران بود، و استدلال منطقى و آميخته با مهر و محبت روش پيامبران الهى!
در روايات اسلامى نيز، بحثهاى زيادى پيرامون مناظرات پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله، يا ائمه اهل بيت عليهم السلام، در برابر مخالفان ديده مىشود كه، اگر اين بحث و مناظرات جمع آورى گردد، كتاب بسيار قطورى را تشكيل مىدهد (البته قسمتهائى از آنها جمعآورى شده).
نه تنها پيشوايان معصوم، كه اصحاب و ياران آنها نيز به تشويق آنها مناظرات و مجادلاتى با مخالفان داشتهاند، ولى اجازه اين كار را به كسانى مىدادند كه، به قدر كافى توانائى و قدرت منطق داشته باشند، چه در غير اين صورت به جاى اين كه جبهه حق تقويت شود، تضعيف مىگردد، و مخالفان جسورتر و سرسختتر مىشوند.
لذا در حديثى مىخوانيم: يكى از دوستان امام صادق عليه السلام بنام «طيّار» (حمزة بن محمّد) مىگويد: به امام عرض كردم: بَلَغَنِى أَنَّكَ كَرِهْتَ مُناظَرَةَ الْنَّاسِ: «به من خبر رسيده كه شما از مناظره كردن با مخالفان ناخشنود هستيد»؟.
امام عليه السلام در پاسخ فرمود: أَمَّا مِثْلُكَ، فَلايَكْرَهُ، مَنْ إِذا طارَ يُحْسِنُ أَنْ يَقَعَ وَ إِنْ وَقَعَ يُحْسِنُ أَنْ يَطِيرَ، فَمَنْ كانَ هذا لا نَكْرَهُهُ: «اما كسى كه چون تو باشد، عيبى ندارد، از كسانى كه وقتى پرواز مىكنند و اوج مىگيرند به خوبى مىتوانند بنشينند، و هنگامى كه مىنشينند به خوبى مىتوانند پرواز كنند و اوج گيرند، كسى