تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٧
تفسير:
قيامى از «امّ القرى»
به تناسب اشارهاى كه در آيات گذشته به مسأله شرك شده، در نخستين آيه مورد بحث به نتيجه كار مشركان و انتهاى مسيرشان پرداخته، مىگويد: «كسانى كه غير خدا را ولىّ خود برگزيدند خداوند حساب اعمال آنها را نگه مىدارد، و از نياتشان آگاه است» «وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ».
تا به موقع حساب آنها را برسد و كيفر لازم را به آنها بدهد.
سپس روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده، مىگويد: «تو مأمور نيستى كه آنها را مجبور به قبول حق سازى» «وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ».
وظيفه تو تنها ابلاغ رسالت، و رسانيدن پيام خدا به همه بندگان است. شبيه اين جمله در قرآن فراوان است: لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ: «تو سيطره و غلبه بر آنها ندارى». «١»
ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ: «تو موظف به اجبار آنها نيستى». «٢»
وَ ما جَعَلْناكَ عَلَيْهِمْ حفِيْظاً: «تو مسئول اعمال آنها نيستى و براى اجبار آنان مبعوث نشدهاى». «٣»
و ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ: «رسول وظيفهاى جز ابلاغ رسالت ندارد». «٤»
و بيانگر اين واقعيت است كه خداوند مىخواهد بندگان آزاد باشند و راه او را با اراده و اختيار خود بپويند، چرا كه ارزش واقعى ايمان و عمل صالح در همين است، و ايمان و عمل اجبارى ارزش معنوى ندارد.
***