تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٦
نمونههائى از آيات حق را در آسمان و زمين، و عالم حيات، و موجودات مختلف، بيان مىكند، و از آن طريق آشكارى به سوى ذات پاكش مىگشايد.
اين دليل براى همه قشرها قابل درك است، و هر كس به مقدار فهم و معلومات خود، مىتواند از آن بهره گيرد، بزرگترين دانشمندان، به مقدار فهمشان و افراد كم سواد و بى سواد نيز به مقدار دركشان.
ولى «برهان صدّيقين» برهانى است كه، با آن از «ذات» به «ذات» مىرسند و از وجود واجب تعالى، به او پى مىبرند، و به تعبير ديگر در اينجا ممكنات و مخلوقات واسطه اثبات وجود او نيستند، بلكه خود ذات او، دليل بر ذات پاكش مىشود، و مصداق: «يا مَنْ دَلَّ عَلى ذاتِهِ بِذاتِهِ» «١» مىگردد، و يا مصداق: شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ: «خداوند گواهى مىدهد كه معبودى غير از او نيست». «٢»
اين استدلال، يك استدلال پيچيده فلسفى است كه جز آگاهان به مبادى آن، نمىتوانند به عمق آن پى برند، و منظور ما در اينجا شرح و بسط آن نيست كه جاى آن كتب فلسفى است، بلكه منظور، تنها بيان اين حقيقت است كه بعضى از مفسران آغاز آيه «سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِى الْآفاقِ» را اشاره، به برهان نظم و علت و معلول دانستهاند، و ذيل آن را «أَ وَ لَمْيَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَىْءٍ شَهِيدٌ»، اشاره به برهان صدّيقين، ولى قرينه روشنى در خود آيه بر اين مطلب وجود ندارد.
***
٢- حقيقت احاطه خداوند به همه چيز
هرگز نبايد تصور كرد كه احاطه خداوند به همه موجودات، فى المثل شبيه