تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩١
«قالُوا ضَلُّوا عَنَّا». «١»
بدون شك- همان گونه كه در ساير آيات قرآن نيز آمده- اين معبودان دروغين در جهنم هستند، و اى بسا در كنارشان باشند، اما از اين نظر كه هيچ نقش و تأثير و خاصيتى ندارند، گوئى گم و گور شدهاند!
سپس، آنها مىبينند كه اصل اعتراف به عبوديت بتها، داغ ننگى بر پيشانيشان است، لذا در مقام انكار بر مىآيند و مىگويند: «ما اصلًا قبل از اين، چيزى پرستش نمىكرديم»! «بَلْ لَمْنَكُنْ نَدْعُوا مِنْ قَبْلُ شَيْئاً».
اينها اوهام و خيالاتى بيش نبودند كه ما آنها را واقعيتهائى مىپنداشتيم، سرابهائى بودند در بيابان زندگى ما، كه آنها را آب گمان مىكرديم، اما امروز براى ما روشن شده كه آنها اسمهائى بىمسمى و الفاظى بى معنى و مفهومند، كه پرستش آنها جز ضلالت و گمراهى و بيهودگى هيچ نبود، بنابر اين آنها يك واقعيت غير قابل انكار را بازگو مىكنند.
احتمال ديگرى در تفسير اين آيه نيز وجود دارد كه، آنها در مقام دروغگوئى بر مىآيند، به گمان اين كه، خود را با دروغ از رسوائى برهانند، چنان كه در آيه ٢٣ و ٢٤ سوره «انعام» مىخوانيم: ثُمَّ لَمْتَكُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِيْنَ انْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ: «پاسخ عذر آنها جز اين نيست كه مىگويند: به خدائى كه پروردگار ما است سوگند كه ما مشرك نبوديم، ببين چگونه به خودشان نيز دروغ مىگويند، و آنچه را به دروغ شريك خدا مىپنداشتند، از انظارشان گم مىشود»!
در پايان آيه مىفرمايد: «اينگونه خداوند كافران را گمراه مىسازد» «كَذلِكَ