تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠١
دعوتشان اين بود «يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ». «١»
و در جاى ديگر مىخوانيم: وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ: «ما در هر امتى رسولى را فرستاديم تا به مردم بگويند: خداوند يگانه را پرستش كنيد».
انذار به رستاخيز نيز، در دعوت بسيارى از انبياء آمده است (مانند انعام ١٣٠، اعراف ٥٩، شعراء ١٣٥، طه ١٥).
موسى و عيسى و شعيب عليهم السلام از نماز، سخن مىگويند (طه ١٤، مريم ٣١، هود ٨٧).
ابراهيم دعوت به حج مىكند (حج ٢٧).
و روزه در همه اقوام پيشين بوده است (بقره ١٨٣).
لذا در دنباله آيه، به عنوان يك دستور كلى به همه اين پيامبران بزرگ، مىافزايد: «به همه آنها توصيه كرديم كه، دين را بر پا داريد، و در آن تفرقه ايجاد نكنيد» «أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لاتَتَفَرَّقُوا فِيهِ».
توصيه به دو امر مهم: نخست، بر پا داشتن آئين خدا در همه زمينهها (نه تنها عمل كردن، بلكه اقامه و احياى آن).
دوم، پرهيز از بلاى بزرگ، يعنى تفرقه و نفاق در دين.
و به دنبال آن مىافزايد: «هر چند اين دعوت شما، بر مشركان سخت گران است» «كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ».