تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩
عقيده تناسخ، خبر از مرگ و حياتهاى متعدد و متوالى مىدهند، و معتقدند روح يك انسان ممكن است چند بار در كالبدهاى جديد و نطفههاى تازه حلول كند، و به اين دنيا باز گردد.
***
به هر حال ناگفته پيداست كه پاسخ اين تقاضاى كافران كه، از دوزخ بيرون آيند و به دنيا برگردند تا به گمان خود گذشته تاريك را جبران نمايند، منفى است.
و منفى بودن آن، به قدرى روشن است كه حتى در آيات مورد بحث، سخنى از آن به ميان نيامده، تنها در آيه بعد، مطلبى ذكر مىكند كه به منزله دليل آن است، مىفرمايد: «اين به خاطر آن است كه وقتى خداوند به يگانگى خوانده مىشد، راه انكار پيش مىگرفتيد و كفر مىورزيديد، ولى هر گاه كسانى به او شرك مىآوردند در برابر آنها تسليم بوديد و ايمان مىآورديد» «ذلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِىَ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَ إِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا».
آرى، هر جا سخن از توحيد و پاكى و تقوا و فرمان حق بود، چهره در هم مىكشيديد، و هر جا از كفر و نفاق و شرك و آلودگى سخن به ميان مىآمد، خوشحال و شادان مىشديد، و به همين دليل سرنوشتى غير از اين نداريد.
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه اين پاسخ، چگونه با در خواست بازگشت به دنيا ارتباط پيدا مىكند؟
ولى تعبيرات آيه، بيانگر اين واقعيت است كه، اينگونه اعمال آنها، مقطعى و موقتى نبود، بلكه دائماً چنين بودند، لذا اگر بازگردند، همين برنامه را ادامه خواهند داد، و اين ايمان و تسليم در قيامت، جنبه اضطرارى دارد، نه واقعى، به علاوه، اعتقاد و اعمال و نيّات گذشته آنها، ايجاب مىكند، به طور مخلّد در دوزخ باشند، با اين حال بازگشت به دنيا امكانپذير نيست.