تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٣
نكته:
انواع هدايت الهى
مىدانيم هدايت بر دو گونه است: «هدايت تشريعى» كه همان «ارائه طريق» و نشان دادن راه با تمام نشانههاست، و «هدايت تكوينى» كه «ايصال به مطلوب» و رسانيدن به مقصود است.
در آيات مورد بحث هر دو يك جا جمع شده است، نخست مىگويد: «ما قوم ثمود را هدايت كرديم» اين هدايت، همان هدايت تشريعى و ارائه طريق است، سپس مىافزايد: «آنها نابينائى را بر هدايت ترجيح دادند» اين همان هدايت تكوينى و ايصال به مقصود است.
به اين ترتيب هدايت به معنى اول كه وظيفه مسلّم انبياى الهى است، حاصل شد، اما هدايت به معنى دوم كه به اراده و اختيار هر انسانى بستگى دارد از سوى اين قوم مغرور و خود خواه منتفى شد، چرا كه آنها گمراهى را بر هدايت ترجيح دادند «فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى».
اين خود دليل روشن و بارزى است بر مسأله «آزادى اراده انسان» و عدم اجبار او در اعمالش، و عجب اين كه با اين صراحت و روشنى آيات، باز بعضى از مفسران همچون «فخر رازى» به خاطر پيشداوريهائى كه در مورد ترجيح مكتب جبر داشتهاند، در اينجا اصرار و پافشارى بر انكار دلالت آيه كردهاند و سخنانى گفتهاند كه از شان يك محقق دور است. «١»
***