تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٠
من همانند اهل كتاب، نيستم كه هر كدام ديگرى را نفى كند، يهود، مسيحيان را، و مسيحيان، يهود را، و حتى پيروان هر آئين، نيز از ميان آيات كتب دينى خود آن را مىپذيرند كه با اميال و خواستههاشان هماهنگ است، من همه را بدون استثناء، پذيرا شدهام، چرا كه اصول اساسىِ همه يكى است.
و از آنجاكه براى ايجاد وحدت، رعايت «اصل عدالت» ضرورت دارد، در پنجمين دستور، آن را مطرح كرده، مىفرمايد: «بگو من مأمورم كه در ميان همه شما عدالت كنم» «وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ».
چه در قضاوت و داورىها، چه در حقوق اجتماعى و مسائل ديگر.
و به اين ترتيب، آيه مورد بحث، از پنج دستور مهم تشكيل يافته كه از اصل دعوت آغاز مىشود، سپس وسيله پيشرفت آن يعنى استقامت مطرح مىگردد، بعد، به موانع راه كه «هواپرستى» است، اشاره شده، سپس نقطه شروع كه از خويشتن است بيان گرديده، و سرانجام هدف نهائى كه گسترش و تعميم عدالت است عنوان شده.
به دنبال اين پنج دستور، به جهاتِ مشترك همه اقوام، كه آن هم در پنج قسمت خلاصه شده، اشاره مىكند، مىفرمايد: «خدا پروردگار ما و شماست» «اللَّهُ رَبُّنا وَ رَبُّكُمْ».
«اعمال ما از آن ما است و اعمال شما از آن شما، و هر يك در مقابل اعمال خويش مسئوليم» «لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ».
«در ميان ما و شما خصومتى نيست، و هيچ يك را بر ديگرى امتيازى نمىباشد و ما غرض شخصى با شما نداريم» «لا حُجَّةَ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ».
اصولًا نيازى به احتجاج و استدلال نيست؛ چرا كه حق به قدر كافى واضح شده.
از اين گذشته، سرانجام همه ما در يك جا جمع مىشويم و «خداوند ما و