تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٤
***
آخرين آيه اين سوره، سرچشمه اصلى بدبختىهاى اين گروه مشرك و فاسد و ظالم را بيان كرده، مىگويد: «آگاه باشيد كه آنها از ملاقات پروردگار و رستاخيز در شك و ترديدند» «أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ».
و چون ايمان به حساب و جزا ندارند، دست به هر جنايتى مىزنند، و تن به هر كار ننگينى مىدهند، پردههاى غفلت و غرور، بر قلب آنها افتاده، و فراموشى ملاقات پروردگار، آنها را از اوج عظمت انسانيت به سقوط كشانده است.
اما آنها بايد بدانند كه «خداوند به هر چيزى احاطه دارد» «أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ مُحِيطٌ».
همه اعمال و گفتار و نيات آنها در پيشگاه علمش، روشن است، و تمام آن، براى دادگاه بزرگ قيامت، ثبت و ضبط خواهد شد.
«مِرْيَة» (بر وزن «جِزْيَه» و هم بر وزن «قَرْيَه» آمده است) و به معنى «ترديد در تصميمگيرى» است، و بعضى آن را به معنى «شك و شبهه عظيم» مىدانند، ريشه اصلى اين لغت را از «مَرَيْتُ النَّاقَةَ»، به معنى فشار دادن پستان شتر بعد از گرفتن شير است، به اين اميد كه بقايائى در آن باشد، و چون اين كار، با شك و ترديد صورت مىگيرد، اين كلمه به معنى «شك و ترديد» آمده است.
و اگر به «مجادله»، «مراء» گفته مىشود، نيز به خاطر اين است كه انسان مىكوشد آنچه را در ذهن طرف است بيرون آورد.
در حقيقت، جمله اخير، پاسخى است به بعضى از شبهات كفار، در مورد معاد، از جمله اين كه: چگونه ممكن است، اين خاكهاى پراكنده و به هم آميخته شده از هم جدا گردد؟ و چه كسى مىتواند اجزاى هر انسانى را جمع كند؟ و از اين گذشته، چه كسى آگاه از نيات و اعمال و گفتار همه انسانها در طول تاريخ