تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٦
خودشان را بر مخالفت انبياء گرفته بودند، چه بهرهاى مىتوانستند از آن بگيرند؟
آنها همچون كوران و كرانى بودند، كه در نقطه دور دستى قرار داشتند، آنها گرفتار ناشنوائى و نابينائى مضاعف بودند، هم از نظر ابزار ديد و شنود و هم از نظر بعد مكان!
بعضى از مفسران، نقل كردهاند: اهل لغت، براى كسى كه مىفهمد، مىگويند:
أَنْتَ تَسْمَعُ مِنْ قَرِيْبٍ: «تو از نزديك مىشنوى» و براى كسى كه نمىفهمد، مىگويند: أَنْتَ تُنادى مِنْ بَعِيْدٍ: «تو از دور صدا زده مىشوى كه اگر همهمهاى بشنوى مفهوم مطالب را درك نمىكنى». «١»
در اين كه چگونه، قرآن مايه شفا و درمان دردهاى جانكاه انسانها است بحث مشروحى ذيل آيه ٨٢ سوره «اسراء» آوردهايم (جلد ١٢ صفحه ٢٣٦ به بعد).
***
در آيه بعد، براى تسلى خاطر پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان نخستين، مىفرمايد: از انكار و لجاجت و بهانهجوئى اين قوم خيرهسر، نگران مباش، اين سابقه طولانى دارد، «ما به موسى كتاب آسمانى داديم، و در آن اختلاف شد، بعضى پذيرا گشتند و بعضى از در انكار، در آمدند» «وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ».
و اگر مشاهده مىكنى ما در مجازات اين دشمنان لجوج تعجيل نمىكنيم، به خاطر اين است كه، مصالح تربيتى ايجاب مىكند آنها آزاد باشند، و تا آنجا كه ممكن است، اتمام حجت شود، «و اگر فرمانى از ناحيه پروردگارت در اين زمينه صادر نشده بود، در ميان آنها داورى مىشد»، و مجازات الهى به سرعت