تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٣
هر درى ممكن بود، وارد شدند تا در دل اين سياهدلان نفوذ كنند.
و نيز ممكن است اشاره به پيامبرانى باشد كه در زمانهاى مختلف در ميان اين اقوام آمدند و نداى توحيد، سر دادند.
اما ببينيم آنها در برابر تلاش عظيم و گسترده اين رسولان الهى، چه پاسخى گفتند؟!
مىفرمايد: «آنها گفتند: اگر پروردگار ما مىخواست، فرشتگانى نازل مىكرد تا دعوت او را به ما ابلاغ كنند، نه انسانهائى همانند خود ما» «قالُوا لَوْ شاءَ رَبُّنا لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً».
اكنون كه چنين است، «ما به طور مسلم به آنچه شما به آن فرستاده شدهايد كافريم، و اصلًا اينها را از سوى خداوند نمىدانيم» «فَإِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ».
مفهوم اين سخن آن نيست كه، شما رسولان خدائيد و ما به رسالت شما ايمان نمىآوريم، بلكه منظور اين است، شما اصلًا رسالتى نداريد فقط ادعائى بىاساس مىكنيد، و به همين دليل ما تسليم سخنان شما نخواهيم شد (بنابراين منظور از جمله «ما أُرْسِلْتُمْ بِهِ» يا استهزاء و سخريه است و يا مقصود اين است كه: شما ادعاى چنين را رسالتى داريد).
اين همان بهانهاى است كه، قرآن كراراً از منكران دعوت انبياء عليهم السلام نقل مىكند، كه انتظار داشتند پيامبر الهى، هميشه فرشته باشد، گوئى بشر هرگز شايستگى اين مقام را ندارد، چنان كه در آيه ٧ سوره «فرقان» نيز آمده است، وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشِي فِى الاسْواقِ لَولا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً: «آنها گفتند: چرا اين پيامبر غذا مىخورد، و در بازارها راه مىرود؟ چرا لااقل فرشتهاى بر او نازل نشده، تا همراه وى مردم را انذار كند»؟! بىخبر از آن كه رهبر انسان بايد از نوع انسان باشد، تا به دردها و نيازها و