تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧
انسانها، كه همه فرشتگان و ارواح مردگان، كه در قالبهاى مثالى هستند به مقتضاى «فَصَعِقَ مَنْ فِى السَّماواتِ وَ مَنْ فِى الارْضِ» «١»
مىميرند، و كسى جز ذات پاك خداوند باقى نمىماند (البته مرگ و حيات فرشتگان و ارواح همانند مرگ و حيات ما انسانها نيست همانطور كه شرح آن را در ذيل آيه ٦٨ سوره «زمر» داديم).
به اين ترتيب، ما يك حيات جسمانى داريم و يك حيات برزخى، در پايان عمر، از حيات جسمانى مىميريم، و در پايان اين جهان، از حيات برزخى و نيز داراى دو حيات به دنبال اين دو مرگ هستيم: حيات برزخى، و حيات روز قيامت.
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه، ما غير از اين دو حيات، حيات سومى هم در اين دنيا داريم، و مرگى هم قبل از ورود در اين دنيا داشتيم، چرا كه قبلًا موجود مردهاى بوديم، به اين ترتيب سه حيات و مرگ مىشود.
پاسخ اين سؤال، با دقت در خود آيه، روشن مىشود، زيرا مرگ قبل از حيات دنيا (در آن حال كه خاك بوديم) «موت» است نه «اماته»، يعنى:
«ميراندن» و اما حيات در اين، دنيا گر چه مصداق احياء است ولى قرآن در آيه فوق به اين جهت به آن اشاره نكرده است كه اين احياء، چندان مايه عبرت براى كافران نبوده، آنچه باعث بيدارى و اعتراف آنها به گناه شده، نخست، «حيات برزخى» است و سپس حيات در رستاخيز (دقت كنيد).
٢- منظور از «دو حيات»، زنده شدن در قبر، براى پارهاى از سؤالات است، و زنده شدن در قيامت، و منظور از «دو مرگ»، مرگ در پايان عمر و مرگ در قبر