تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٤
بعضى ظاهر آيه را حفظ كرده و گفتهاند: ترك زكات، هر چند توأم با انكار وجوب آن نباشد، باز نشانه كفر است.
بعضى ديگر تركِ توأم با انكار را، دليل بر كفر دانستهاند، چرا كه زكات از ضروريات اسلام است و منكر آن كافر مىباشد.
جمعى گفتهاند: «زكات» در اينجا به معنى «تطهير و پاكيزگى» است، و منظور از ترك زكات ترك پاكسازى صفحه دل از لوث شرك است، همان گونه كه در آيه ٨١ سوره «كهف» نيز آمده است «خَيْراً مِنْهُ زَكاةً» (فرزندى كه از او پاكتر باشد).
ولى اشكال مطلب در اينجا است كه تعبير به «لايُؤتُونَ» (نمىپردازند و اداء نمىكنند) هيچگونه تناسبى با اين معنى ندارد.
بنابراين راهى جز اين نيست كه منظور همان اداء زكات باشد.
مشكل ديگر اينجا است كه زكات در سال دوم هجرت در مدينه تشريع شد، و اين آيات مكّى است، حتى به گفته بعضى از مفسران بزرگ، سوره «فصلت» از نخستين سورههائى است كه در «مكّه» نازل شده، لذا ناچار شدهاند كه «زكات» را در اينجا به معنى هر گونه «انفاق در راه خدا» تفسير كنند، يا بگويند: اصل وجوب زكات در «مكّه» نازل شده بود، اما حد و حدود و نصاب و مقدار آن در سال دوم هجرت نازل گرديد.
به هر حال آنچه در اينجا نزديكتر به مفهوم آيه است اين است كه، منظور از «زكات» همان مفهوم عام انفاق بوده باشد، و ذكر آن در نشانههاى شرك، به خاطر اين است كه، انفاقهاى مالى در راه خداوند، يكى از روشنترين نشانههاى ايثار و گذشت و عشق به اللَّه است، چرا كه مال از محبوبترين امور، نزد انسان مىباشد، و انفاق و ترك انفاق مىتواند شاخصى براى شرك و ايمان