تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٥
سپس، قرآن خطاب به پيامبر صلى الله عليه و آله مىافزايد: «بگو اين كتاب آسمانى براى كسانى كه ايمان آوردهاند، مايه هدايت و درمان است» «قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ».
«اما كسانى كه ايمان نمىآورند، در گوشهايشان سنگينى است» و آن را درك نمىكنند «وَ الَّذِينَ لايُؤْمِنُونَ فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ».
«و قرآن برايشان پوشيده است» «وَ هُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى».
«درست مثل كسانى هستند كه آنها را از راه دور، صدا مىزنند» «أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ». «١»
و معلوم است چنين كسانى، نه مىشنوند و نه مىبينند!
آرى، براى پيدا كردن راه، و رسيدن به مقصد، تنها وجود نور كافى نيست، چشم بينا نيز لازم است، همچنين براى تعليم يافتن، تنها وجود مبلّغ دانشمند و فصيح، كفايت نمىكند، گوش شنوائى نيز بايد باشد.
در لطافت دانههاى باران و تأثير حياتبخش آن، شك نيست، اما «در باغ سبزه رويد و در شورهزار خس».
آنها كه با روح حقطلبى، به سراغ قرآن مىآمدند، هدايت و شفا از آن مىيافتند، بيمارىهاى اخلاقى و روحى آنها در شفاخانه قرآن، درمان مىشد، سپس بار سفر را مىبستند و در پرتو نور هدايت قرآن با سرعت به سوى كوى دوست حركت مىكردند.
اما لجوجان متعصب، و دشمنان حق و حقيقت، و آنها كه از قبل تصميم