تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٨
بار ديگر به مسأله وحى باز مىگردد، و اگر در آيات قبل، از اصل وحى سخن در ميان بود، در اينجا سخن از هدف نهائى وحى است، مىفرمايد: «اينگونه قرآنى عربى، فصيح و گويا، بر تو وحى كرديم تا امّ القرى (مكّه) و كسانى را كه در اطراف آن هستند انذار كنى» «وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيّاً لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها».
«و آنها را از روزى كه همه خلايق در آن روز جمع مىشوند، و شك و ترديدى در آن نيست بترسانى» «وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لارَيْبَ فِيهِ».
از آن روز كه مردم به دو گروه تقسيم مىشوند «گروهى در بهشتند، و گروهى در آتش سوزان دوزخ» «فَرِيقٌ فِى الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِى السَّعِيرِ».
تعبير «كَذلِكَ» ممكن است اشاره به اين معنى باشد؛ همان گونه كه بر انبياى پيشين، به زبان خودشان وحى فرستاديم بر تو نيز به زبان خودت قرآنى عربى وحى كرديم (بنابراين «كَذلِكَ» اشاره، به جمله «وَ إِلَى الَّذِيْنَ مِنْ قَبْلِكَ» مىباشد).
و نيز مىتواند اشاره، به جمله بعد باشد، يعنى وحى ما بر تو اينگونه است:
به صورت قرآنى عربى با هدف انذار.
درست است كه، از ذيل آيه، يعنى جمله «فَرِيقٌ فِى الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِى السَّعِيرِ» استفاده مىشود كه وظيفه پيامبر، هم انذار است و هم بشارت، ولى از آنجا كه تأثير «انذار» در نفوس، مخصوصاً در افراد نادان و لجوج عميقتر است، در آيه، دو بار فقط روى «انذار» تكيه شده، با اين تفاوت كه، در مرحله اول سخن از انذارشوندگان است، و در مرحله دوم سخن از چيزى است كه بايد از آن بترسند يعنى دادگاه قيامت.
روزى كه به خاطر اجتماع عموم انسانها رسوائيش بسيار دردناك و شديد