تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤
همان، كبر و غرور بوده است، همان كبرى كه امّ الفساد، و حجاب، در برابر ديدگان حق بين انسان و عامل مقاومت در برابر انبياء، و اصرار در مسير باطل است.
در اين آيه باز به «أَبْوابِ جَهَنَّم» (درهاى دوزخ) برخورد مىكنيم.
آيا داخل شدن، از درهاى دوزخ، به اين معنى است كه هر گروهى از درى وارد مىشوند؟ يا يك گروه از درهاى متعدد مىگذرند؟ به اين معنى كه دوزخ، همانند بعضى از زندانهاى وحشتناك و تو در تو، از بندها يا طبقات گوناگون تشكيل شده، گروهى از گمراهان سرسخت بايد از همه اين طبقات بگذرند، و در «درك اسفل» و «قعر جهنم» جاى گيرند!
شاهد اين سخن، حديثى است كه از اميرمؤمنان على عليه السلام در تفسير آيه لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ» «١» نقل شده كه فرمود: «إِنَّ جَهَنَّمَ لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ، أَطْباقٌ بَعْضُها فَوقَ بَعْضٍ، وَ وَضَعَ إِحْدى يَدَيْهِ عَلَى الاخْرى، فَقالَ هكَذا!: «جهنم هفت در دارد، هفت طبقه بعضى بالاى بعضى قرار گرفته، سپس يكى از دستهاى خود را روى ديگرى قرار داد و فرمود اين چنين»!. «٢»
در اينجا تفسير ديگرى نيز وجود دارد، كه خلاصهاش اين است: مراد از درهاى جهنم- همانند درهاى بهشت- اشاره به عوامل گوناگونى است كه انسان را به جهنم يا بهشت مىكشاند، هر نوع از گناهان، و هر نوع از اعمال خير، درى محسوب مىشود، در روايات اسلامى نيز به آن اشاره شده است، مطابق اين تفسير عدد ٧ براى «تكثير» است نه «تعداد»، و اين كه گفته مىشود بهشت داراى