تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٣
قرآن از آن تعبير به «بلوغ اشُدّ» كرده است.
از آن به بعد، مرحله عقب گرد و از دست دادن نيروها آغاز مىشود، و تدريجاً دوران پيرى كه مرحله ششم است فرا مىرسد.
سرانجام، پايان عمر، كه «آخرين مرحله» است فرا مىرسد، و انتقال از اين سرا به سراى جاويدان، تحقق مىيابد.
آيا با اين همه تغييرات و تطورات منظم، و حسابشده، باز هم جاى ترديد در قدرت و عظمت مبدأ عالم هستى، و الطاف و مواهب او وجود دارد؟
قابل توجه اين كه، در چهار مرحله اول كه مربوط به آفرينش از خاك و نطفه و علقه و تولد طفل است، تعبير به «خَلَقَكُمْ» (شما را آفريد) شده، و هيچ نقشى براى خود انسان در آن قائل نيست، ولى در سه مرحله بعد از تولد، يعنى مرحله وصول به نهايت قوت جسمانى، و بعد از آن پيرى، و بعد پايان عمر، تعبير «لَتَبْلُغُوا» (تا برسيد) و «لِتَكُونُوا» (تا بوده باشيد) آمده است، كه هم اشارهاى است به استقلال وجودى انسان بعد از تولد، و هم- احتمالًا- اشارهاى است، به اين حقيقت، كه اين دورانهاى سهگانه، ممكن است با حسن تدبير، يا سوء تدبير خود انسان، جلوتر يا عقبتر شود، و گاه پيرى زودرس، يا مرگ زودرس، دامان انسان را بگيرد، و اين نشان مىدهد كه تعبيرات قرآن، تا چه حد دقيق و حساب شده است.
تعبير به «يُتَوَفّى»، در مورد مرگ- چنان كه قبلًا هم گفتهايم- اشاره به اين است كه «مرگ» در منطق قرآن، به معنى فنا و نابودى نيست، بلكه فرشتگانِ مرگ، روح انسان را دريافت مىدارند و به عالم پس از مرگ، منتقل مىسازند، اين تعبير كه بارها در قرآن تكرار شده، ديدگاه اسلام را در مورد مرگ، به خوبى نشان مىدهد، و مرگ را از مفهوم مادى آن كه فنا و نيستى است، به كلى، در مىآورد و