تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٥
«مفردات» مىگويد، در اصل به معنى نفى چيزى است كه در دل، اثبات آن است، يا اثبات چيزى كه در قلب، نفى آن است، و به تعبير ديگر انكار كردن واقعيات با علم به آنها است و اين بدترين نوع كفر است (شرح بيشتر پيرامون اين موضوع را در جلد ١٥ صفحه ٤١٢ ذيل آيه ١٤ سوره «نمل» مطالعه كنيد).
***
از آنجا كه انسان وقتى به بلائى مبتلا مىشود، مخصوصاً اگر بلاى سخت و سنگينى باشد، به فكر مسبب اصلى مىافتد، تا او را پيدا كند و انتقام خود را از او بگيرد، و گاه مىخواهد اگر دستش برسد، عامل اصلى را قطعه قطعه كند، در آخرين آيه مورد بحث، به چنين حالتى كه براى كفار در دوزخ پيدا مىشود، اشاره كرده مىفرمايد: «كافران مىگويند: پروردگارا! آنهائى كه ما را گمراه كردند از جنّ و انس، به ما نشان ده، تا آنها را زير پاى خود بگذاريم، لگدمالشان كنيم! تا از پستترين مردم باشند»! «وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلَّانا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا لِيَكُونا مِنَ الْأَسْفَلِينَ».
آنها يك عمر بالاى سر ما بودند، و ما را به مسيرهاى بدبختى كشاندند، اكنون آرزوى ما اين است كه آنها را زير پا قرار دهيم، تا سوز دل ما فرونشيند! همان كسانى كه به ما مىگفتند: گوش به سخنان محمّد صلى الله عليه و آله ندهيد، او ساحر است، او مجنون است، و هذيان مىگويد، جار و جنجال مىكردند تا ما صداى او را نشنويم و آهنگ دلربايش در دل ما مؤثر نشود، از «رستم و اسفنديار» و افسانههاى ديگر به هم مىبافتند، تا ما را سرگرم كنند، حالا مىفهميم كه آب حيات جاويدان در سخنان او جارى بوده، و نغمههاى دلنوازش، همچون «نفس مسيحا»، مردگان را زنده مىكرده، ولى افسوس كه ديگر دير شده است.
بدون شك، منظور از جن و انس در اينجا، گروه شياطين و انسانهاى اغواگر