تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٥
با آن است، جز امامت نمىتواند باشد.
رابعاً- امام- به معنى رهبر- در هر عصرى يك تن بيشتر نمىتواند باشد، و بنابراين امامت همه اهل بيت عليهم السلام معنى نخواهد داشت، به علاوه، نبايد نقش روايات را در اين زمينه، يعنى در فهم معنى آيه، از نظر دور داشت.
قابل توجه اين كه: «آلوسى» شخصاً اهميت زيادى براى مودّت اهل بيت عليهم السلام قائل شده، و در چند خط پيش از بحث فوق مىگويد: حق اين است كه محبت خويشاوندان پيامبر صلى الله عليه و آله به خاطر قرابتشان با پيامبر صلى الله عليه و آله واجب است، و هر قدر قرابت قوىتر باشد، محبت وجوب بيشترى دارد، و سرانجام مىگويد: آثار اين مودّت، تعظيم و احترام و قيام به اداء حقوق اقرباى پيغمبر صلى الله عليه و آله است، در حالى كه بسيارى از مردم در اين امر سستى كردهاند، تا آنجا كه محبت قرابت پيامبر صلى الله عليه و آله را يك نوع رافضىگرى شمردهاند! ولى من چنين نمىگويم، بلكه همان مىگويم، كه «شافعى» در آن كلام جالب و گوياى خود گفته است.
سپس اشعارى را كه در بالا، از «شافعى» نقل كرديم، ذكر كرده، مىافزايد: با اين حال، من معتقد به خروج از اعتقادات بزرگان اهل سنت در مورد صحابه، نيستم، و محبت آنها را نيز از واجبات مىشمرم. «١»
***
٢- كشتى نجات!
«فخر رازى» در ذيل اين بحث، نكتهاى را نقل كرده و آن را پسنديده است و «آلوسى» در «روح المعانى»، نيز آن را به عنوان «نكتهاى لطيف»، به نقل از «فخر رازى» آورده، نكتهاى كه فكر مىكنند از طريق آن بعضى از تضادها بر