تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦١
مُفَضَّلُ! تَأَمَّلِ الرِّيْقَ وَ ما فِيْهِ مِنَ الْمَنَفَعِة، فَإِنَّهُ جُعِلَ يَجْرِي جَرْياناً دائِماً إِلَى الْفَمِ، لِيَبُلَّ الْحَلْقَ وَ اللَّهْواةَ فَلايَجُفَّ، فَإِنَّ هذِهِ الْمَواضِعَ لَوْ جُعِلَتْ كَذلِكَ كانَ فِيْهِ هَلاكُ الانْسانِ، ثُمَّ كانَ لايَسْتَطِيْعُ أَنْ يُسِيْغَ طَعاماً إِذا لَمْيَكُنْ فِى الْفَمِ بَلَّةٌ تَنْفُذُهُ، تَشْهَدُ بِذلِكَ الْمُشاهَدَةُ: «اى مفضل! در آب دهان و منافعى كه در آن وجود دارد، بينديش، اين آب به طور دائم به سوى دهان، سرازير است تا حلق و زبان كوچك را (كه نقش مهمى در بلع غذا دارد) مرطوب نگهدارد، و خشك نشود؛ چرا كه اگر اين اعضاء خشك شوند، انسان هلاك مىشود، و اصولًا هنگامى كه در دهان رطوبتى نباشد، نمىتواند غذائى فرو برد تجربه و مشاهده گواه بر اين معنى است». «١»
از جسم انسان كه بگذريم، روح او كانون عجائبى است كه همه دانشمندان را حيران كرده، و از اين آيات بينات، هزاران هزار، در عالم هستى وجود دارد كه همه گواهى مىدهند «أَنَّهُ الْحَقُّ».
اينجاست كه بىاختيار، با سيّد الشهداء حضرت امام حسين عليه السلام همصدا شده مىگوئيم عَمِيَتْ عَيْنٌ لاتَراكَ: «خداوندا! كور باد چشمى كه تو را نبيند»!.
آمِيْنَ يا رَبَّ العالَمِيْنَ
پايان سوره فصلت
١٢/ ربيع الاول/ ١٤٠٥
١٥/ ٩/ ١٣٦٣