تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٠
الحسين عليه السلام) مرا خسته كرده است، تا به حال نتوانستهام او را بخندانم، لذا روزى امام عليه السلام عبور مىكرد، آن مرد آمد و عباى حضرت را از دوش مباركش برداشت و رفت، امام عليه السلام اعتنائى به او نكرد، همراهان به دنبال او رفتند و عبا را از وى گرفتند، و بر دوش حضرت افكندند، امام عليه السلام پرسيد اين شخص كه بود؟ عرض كردند: دلقكى است كه اهل «مدينه» را مىخنداند، فرمود به او بگوئيد: انَّ لِلَّهِ يِوماً يَخْسَرُ فِيهِ الْمُبْطِلُونَ: «خداوند روزى دارد كه در آن روز اهل باطل زيان مىبينند»!. «١»
***
نكته:
عدد پيامبران الهى
بسيارى از مفسران، به تناسب آيات فوق، در اينجا بحثى درباره تعداد پيامبران الهى مطرح كردهاند، و روايات مختلفى در اين زمينه نقل شده است.
روايت مشهور در اين زمينه عدد «يكصد و بيست و چهار هزار» را نشان مىدهد، در حالى كه در بعضى از روايات، عدد پيامبران «هشت هزار» شمرده شده است، كه «چهار هزار» از بنى اسرائيل و «چهار هزار» از غير آنها بودهاند. «٢»
در حديثى از امام على بن موسى الرضا عليه السلام چنين آمده است، كه پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: خَلَقَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مِأَةَ أَلْفِ نَبِىٍّ وَ أَرْبَعَةً وَ عِشْرِينَ أَلْفَ نَبِىٍّ أَنَا أَكْرَمُهُمْ عَلَى اللَّهِ وَ لافَخْرَ، وَ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مِأَةَ أَلْفِ وَصِىٍّ وَ أَرْبَعَةً وَ عِشْرِيْنَ أَلْفَ وَصِىٍّ، فَعَلِىٌّ أَكْرَمُهُمْ عَلَى اللَّهِ وَ أَفْضَلُهُمْ: «خداوند ١٢٤ هزار پيامبر آفريد كه من از همه آنها نزد خداوند گرامىترم، در عين حال فخر و