تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٣
حالى كه مؤمن باشد، وارد بهشت مىشود و روزى بىحسابى به او داده خواهد شد» «مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ».
او در اين سخنان حساب شدهاش، از يكسو اشاره به عدالت خداوند در مورد مجرمان مىكند كه تنها به مقدار جرمشان جريمه مىشوند.
و از سوى ديگر، اشاره به فضل بىانتهاى او، كه در مقابل يك عمل صالح پاداش بىحساب به مؤمنان داده مىشود، و هيچگونه موازنهاى در آن رعايت نخواهد شد، پاداشى كه هيچ چشمى نديده، و هيچ گوشى نشنيده، و حتى به فكر انسانى خطور نكرده است.
و از سوى سوم، لزوم توأم بودن ايمان و عمل صالح را، ياد آور مىشود.
و از سوى چهارم، مساوات مرد و زن در پيشگاه خداوند و در ارزشهاى انسانى.
به هر حال، او با اين سخن كوتاه خود، اين واقعيت را بيان مىكند كه متاع اين جهان، گر چه ناچيز است و ناپايدار، ولى مىتواند وسيله رسيدن به پاداش بىحساب گردد، چه معاملهاى از اين پرسودتر؟!
ضمناً تعبير به «مثلها» اشاره به اين است كه مجازاتهاى عالم ديگر شبيه همان كارى است كه انسان در اين دنيا انجام داده است، شباهتى كامل و تمام عيار.
تعبير به «بِغَيْرِ حِسابٍ»، ممكن است اشاره به اين مطلب باشد كه نگاهداشتن حساب عطايا مخصوص كسانى است كه مواهب محدودى دارند، و مىترسند اگر حساب را نگه ندارند، گرفتار كمبود شوند، اما كسى كه خزائن نعمتهاى او نامحدود و بىپايان است، و هر قدر ببخشد كاستى در آن پيدا