تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٨
باز براى مزيد تسلى خاطر، و دلدارى پيامبر صلى الله عليه و آله اشاره به وضع مشابه پيامبران پيشين مىكند، كه آنها نيز گرفتار چنين مشكلاتى بودند، ولى همچنان به راه خود ادامه دادند، و پيروزى را در آغوش گرفتند، مىفرمايد: «ما پيش از تو رسولانى فرستاديم، سرگذشت گروهى از آنان را در قرآن، براى تو بازگو كردهايم، هر چند سرگذشت گروهى ديگر را براى تو بيان ننموديم» «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَيْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْنَقْصُصْ عَلَيْكَ».
هر كدام، با صحنههائى از اين قبيل، و مشكلاتى طاقتفرسا، دست به گريبان بودند، و در مقابل آنها اقوام لجوج و متكبر و مغرور، فراوان قرار داشتند، ولى سرانجام آئين حق پيروز گشت و ظالمان و مجرمان مغلوب شدند.
و از آنجا كه مشركان و كافران بهانهجو و لجوج، هر روز در برابر انبياى الهى، تقاضاى معجزه دلخواه خود را داشتند، و مشركان زمان پيامبر صلى الله عليه و آله نيز همين شيوه را تكرار مىكردند، قرآن در دنباله اين سخن، اضافه مىكند: «هيچ پيامبرى حق نداشت و نمىتوانست، معجزهاى جز به فرمان خدا بياورد»! «وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ».
اصولًا همه معجزات در اختيار خدا است، و بازيچه دست كفار نمىتواند باشد، و پيامبر صلى الله عليه و آله در برابر «معجزات اقتراحى» آنان، هرگز نمىتواند سر تسليم فرود آورد، آنچه را براى هدايت مردم، و پيدا كردن حق ضرورى و لازم است بر دست پيامبرانش ظاهر مىسازد.
سپس با لحنى جدى و تهديدآميز، به كسانى كه مىگفتند اگر راست مىگوئى چرا عذاب الهى به سراغ ما نمىآيد؟ هشدار مىدهد: «هنگامى كه فرمان الهى براى مجازات اين منكران لجوج صادر شود، در ميان آنها به حق داورى خواهد شد، و پيروان باطل در آن هنگام زيان خواهند كرد» «فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِىَ