تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٩
از آنچه گفتيم، چنين مىتوان نتيجه گرفت كه، جمله «مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ» (نه از پيش رو و نه از پشت سر) كنايه، از همه جانبه بودن است، يعنى از هيچ سو و از هيچ طرف و ناحيه، بطلان و فساد، به سراغ اين كتاب بزرگ نيامده، و نخواهد آمد، ولى بعضى آن را كنايه از «زمان حال» و «زمان استقبال» گرفتهاند، كه در حقيقت مصداقى از مفهوم وسيع اول است.
واژه «باطل» چنان كه «راغب» در «مفردات» مىگويد: نقطه مقابل حق است، منتها گاه آن را به يكى از مصداقهايش تفسير كردهاند، مانند شرك، شيطان، موجود فناشونده و ساحر، و اين كه شخص شجاع و قهرمان را «بطل» مىگويند، به خاطر آن است كه مخالفان خود را باطل مىكند، و از ميدان بيرون كرده يا به قتل مىرساند.
به هر حال، ظاهر آيه، مطلق است و نمىتوان مفهوم «باطل» را در مصداق خاصى محدود ساخت.
جمله آخر آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ» در حقيقت، دليل روشن و گويائى است براى عدم راه يابى باطل، در هيچ شكل و صورت به قرآن مجيد، زيرا باطل به سخنى راه مىيابد كه از شخصى صادر شده است، با علم محدود و با كمالات معين، اما كسى كه علم و حكمتش نامحدود است و جامع همه كمالاتى است كه او را درخور حمد و ستايش قرار مىدهد، نه تناقض و اختلافى به سخنش راه مىيابد، و نه خط نسخ و بطلان بر آن كشيده مىشود، نه دست تحريف به سوى آن دراز مىگردد، و نه تضادى با حقايق كتب پيشين و اكتشافات علمى، در حال و آينده دارد.