تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٧
دامانشان را مىگرفت «وَ لَوْلا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِىَ بَيْنَهُمْ».
اين فرمان الهى، بر اساس مصالح هدايت انسانها، و اتمام حجت بوده، و اين سنت، در ميان تمام اقوام گذشته جارى شده، و درباره قوم تو نيز جارى است.
ولى آنها هنوز اين حقيقت را باور نكردهاند «و در قرآن تو شك و ترديد دارند، شكى آميخته با سوء ظن و بدبينى» «وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ».
«مُرِيْب» از ماده «ريب»، به معنى شكى است كه آميخته با بدبينى، سوء ظن و اضطراب باشد، بنابراين مفهوم جمله اين مىشود: مشركان نه تنها در سخنان تو ترديد دارند، بلكه مدعى هستند كه قرائن خلاف كه مايه بدبينى است نيز در آن موجود است!
بعضى از مفسران، احتمال دادهاند: جمله اخير، درباره يهود و كتاب موسى است، يعنى اين قوم هنوز در «تورات» شك و ترديد دارند. اما اين معنى بعيد به نظر مىرسد، و ظاهر، همان تفسير اول است. «١»
***
در آخرين آيه مورد بحث، يك قانون كلى را كه قرآن، بارها روى آن تأكيد كرده، در ارتباط با اعمال انسانها، بيان مىكند، كه تكميلى است بر بحث گذشته در زمينه بهرهگيرى مؤمنان، از قرآن، و محروم ماندن افراد بىايمان از اين سرچشمه فيض الهى.
مىفرمايد: «هر كسى عمل صالحى انجام دهد، نفعش براى خود او است، و هر كسى بدى كند، به خويشتن بدى كرده، و پروردگار تو به بندگان، هرگز ظلم و