تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٩
دانشها پيشرفت فراوان كرده، قدرت انتخاب در اين مسأله را ندارد، و على رغم تمام تلاشها و كوششها، هنوز كسى نتوانسته است عقيمان واقعى را فرزند ببخشد، و يا نوع فرزند را طبق تمايل انسان، تعيين كند گر چه نقش بعضى از غذاها و داروها را در افزايش احتمال تولد پسر يا دختر نمىتوان انكار كرد، ولى بايد دانست كه اينها فقط احتمال را افزايش مىدهد، و نتيجه هيچ يك قطعى نيست.
و اين، يك نمونه بارز از عدم توانائى انسان از يكسو، و نشانه روشن از مالكيت و حاكميت و خالقيت خداوند از سوى ديگر است، چه مثال زنده و آشكارى؟
جالب اين كه: در اين آيات، اناث (دختران) را بر ذكور (پسران) مقدم داشته، تا از يكسو، بيانگر اهميتى باشد كه اسلام به احياى شخصيت زن مىدهد، و از سوى ديگر به آنها كه به خاطر پندارهاى غلط از تولد دختر، كراهت داشتند بگويد: او بر خلاف خواسته شما، آنچه را كه به آن تمايل نداريد مىدهد، و اين دليل بر اين است كه انتخاب به دست شما نيست.
تعبير به «يَهَبُ»، (مىبخشد) دليل روشنى است كه هم دختران هديه الهى هستند و هم پسران، و فرق گذاشتن ميان اين دو، از ديدگاه يك مسلمان راستين صحيح نيست، هر دو «هبه» او مىباشند.
تعبير «يُزَوِّجَهُمْ» در اينجا به معنى «تزويج» نيست، بلكه منظور جمع كردن ميان اين دو موهبت براى گروهى از انسانها است، و به عبارت ديگر، واژه «تزويج» گاه به معنى جمع كردن ميان اشياء مختلف، يا اجناس گوناگون مىآيد، چرا كه «زوج» در اصل به معنى دو چيز يا دو شخص است كه با يكديگر قرين گردند.