تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٨
بنابر اين اگر «صاعقه» به معنى اول باشد، هيچ منافاتى با تندباد ندارد.
«راغب» در «مفردات» مىگويد: بعضى گفتهاند: «صاعقه» سه گونه است:
صاعقه به معنى مرگ، و به معنى عذاب، و به معنى آتش، مخصوصاً در آيه «أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ» به معنى عذاب، تفسير شده است، سپس «راغب» مىافزايد: «همه اينها در يك معنى جمع مىشود: صاعقه، صداى شديدى است كه از جوّ برمىخيزد كه گاه تنها از آن آتش برمىخيزيد، گاه عذاب ديگر، و گاه مرگ، صاعقه يك چيز است و اينها اثرات آن است». «١»
اين احتمال نيز وجود دارد كه، قوم عاد گرفتار دو گونه عذاب شدند، نخست تندبادى كوبنده كه همه چيز آنها را در يك مدت طولانى در هم كوبيد و بر ديار آنها مسلط شد، سپس صاعقه آتشين مرگبار به فرمان خدا آنها را فرو گرفت.
ولى پاسخ اول با در نظر گرفتن آيات ديگر قرآن كه از مجازات قوم عاد سخن مىگويد مناسبتر است. «٢»
***
٢- روزهاى نحس قوم عاد
گروهى معتقدند روزهاى سال، بر دو گونه است: روزهاى نحس و شوم، و روزهاى سعد و بركت، و به آيات فوق استدلال كردهاند، آنها مىگويند: تأثير مرموز و ناشناختهاى در روزها و شبها وجود دارد كه آثار آن را احساس مىكنيم، اما علل آن براى ما مبهم است.
در حالى كه بعضى ديگر «ايام نحسات» را در آيات مورد بحث، به معنى روزهاى پر گرد و غبار تفسير كردهاند.