تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٥
پرواز مىكنند، از گياه ذرهبينى بسيار كوچكى كه در لابلاى امواج اقيانوس شناور است، تا درختانى كه دهها متر، طول قامت دارند، هر يك داراى نوعى حيات و شرائطى مخصوص به خود مىباشند، و به همين نسبت مرگهاى آنها نيز متفاوت است، و بدون شك چهرههاى حيات متنوعترين چهرههاى جهان خلقت، و اعجابانگيزترين آنها است.
مخصوصاً انتقال از جهان بىجان، به جهان موجودات زنده، و انتقال از جهان حيات، به مرگ، داراى شگفتىهائى است كه اسرار آفرينش را بازگو مىكند، و هر كدام، آيتى است از آيات قدرت خدا.
اما قابل توجه اين كه، هيچ يك از اين مسائل مهم و پيچيده، در برابر قدرت او صعوبت و اشكالى ندارد، و به محض اراده و فرمانش، صورت مىگيرد.
لذا در پايان آيه، مىفرمايد: «هنگامى كه چيزى را اراده كند، تنها به او مىگويد موجود باش، او نيز بلافاصله موجود مىشود»! «فَإِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ».
حتى تعبير به «كُنْ» (موجود باش) و به دنبال آن «فَيَكُونُ» (موجود مىشود)، نيز از عدم گنجايش الفاظ است، و الا حتى نياز به جمله «كُنْ» نيست، اراده خداوند، همان، و تحقق يافتن موجودات همان. «١»
***