تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٩
در توصيف سومى كه در اين آيه ذكر شده، مىفرمايد: «هيچ چيزى همانند او نيست» «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ».
اين جمله، در حقيقت، پايه اصلى شناخت تمام صفات خدا است كه بدون توجه به آن، به هيچ يك از اوصاف پروردگار نمىتوان پى برد، زيرا خطرناكترين پرتگاهى كه بر سر راه پويندگان طريق «معرفة اللَّه» قرار دارد، همان «پرتگاه تشبيه» است كه خدا را در وصفى از اوصاف، شبيه مخلوقاتش بدانند، اين امر، سبب مىشود كه به «درّه شرك» سقوط كنند.
به تعبير ديگر، او وجودى است بىپايان و نامحدود از هر نظر، و هر چه غير او است محدود و متناهى است از هر نظر، از نظر عمر، قدرت، علم، حيات، اراده، فعل، و خلاصه همه چيز، و اين همان خط «تنزيه» و پاك شمردن خداوند از نقائص ممكنات است.
به همين دليل، بسيارى از مفاهيمى كه در مورد غير خداوند، ثابت است در مورد ذات پاك او اصلًا معنى ندارد، فى المثل، بعضى از كارها براى ما «آسان» است و بعضى «سخت»، بعضى از اشياء از ما «دور» است و بعضى «نزديك»، بعضى از حوادث در «گذشته» واقع شده، و بعضى در «حال» يا «آينده» واقع مىشود، همچنين بعضى «كوچك» است، و بعضى «بزرگ»، چرا كه وجود ما محدود است و با مقايسه موجودات ديگر با آن، اين مفاهيم پيدا مىشود، اما براى وجودى كه از هر نظر بىنهايت است و ازل و ابد را، همه، در بر گرفته، اين معانى تصور نمىشود، دور و نزديكى درباره او نيست، همه نزديكند، مشكل و آسانى وجود ندارد، همه آسان است، آينده و گذشتهاى نيست، همه براى او «حال» است، و قابل توجه اين كه: درك اين معانى، نياز به دقت و خالى كردن ذهن از آنچه به آن خو گرفته است، مىباشد.