تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠
اين كفار سركش «مكّه» و مشركان ظالم عرب، نيز سرانجامى بهتر از آنها نخواهند داشت، مگر اين كه به خود آيند و در كار خويش، تجديدنظر كنند.
آيه فوق برنامه احزاب طغيانگر را در سه قسمت خلاصه مىكند:
«تكذيب و انكار» و «توطئه براى نابود كردن مردان حق» و «تبليغات مستمر براى گمراه ساختن تودههاى مردم».
مشركان عرب نيز تمام اين برنامهها را در برابر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، تكرار كردند، بنابراين چه جاى تعجب، كه قرآن آنها را به همان سرنوشت اقوام پيشين تهديد كند.
***
آخرين آيه مورد بحث، علاوه بر مجازات دنيوى، به مجازات آنها در سراى ديگر اشاره كرده مىگويد: «اينگونه فرمان پروردگارت در مورد كسانى كه كافر شدند، مسلم شده كه آنها اهل آتشند» «وَ كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحابُ النَّارِ».
ظاهر معنى آيه، وسيع و گسترده است و كافران لجوج را از همه اقوام شامل مىشود، و مخصوص كفار مكّه،- آنچنان كه بعضى از مفسران پنداشتهاند- نيست. بديهى است، مسلم شدن فرمان پروردگار، درباره اين قوم، به دنبال گناهان مستمر و اعمال خلافى است، كه با اراده خود انجام دادند، و عجب اين كه، بعضى از مفسران- همانند «فخر رازى»- پنداشتهاند: اين آيه از دلائل وجود سرنوشت جبرى و الزامى براى اقوام مختلف و سلب اراده و اختيار از آنها است، در حالى كه اگر تعصبهاى فرقهاى اجازه مىداد، با كمى دقت در خود اين آيات، مطلب بر آنها روشن مىشد كه، اين سرنوشت شوم را خداوند وقتى براى آنها مقرّر مىدارد، كه راههاى ظلم و جنايت را با پاى خود پيمودند.