تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٧
چنين در برابر هر پيامبرى دشمنى از شياطين انس و جن، قرار داديم كه سخنان فريبنده و دروغ را به طور سرى به يكديگر مىگفتند». «١»
٧- وحى به معنى خبر مانند: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ: «و آنها را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مىكردند، و انجام كارهاى نيك را به آنها خبر داديم». «٢»- «٣»
البته، بعضى از اين اقسام هفتگانه، مىتواند شاخههائى داشته باشد، كه بر حسب آن موارد، استعمال وحى در كتاب و سنت، افزايش خواهد يافت، و لذا «تفليسى» در كتاب «وجوه القرآن» «وحى» را بر ده وجه، شمرده، و بعضى، عدد را از اين هم بيشتر دانستهاند.
اما از يك نظر، از مجموع موارد استعمال وحى، و مشتقات آن مىتوان نتيجه گرفت كه «وحى» از سوى پروردگار، دو گونه است: «وحى تشريعى» و «وحى تكوينى»: «وحى تشريعى» همان است كه بر پيامبران فرستاده مىشد، و رابطه خاصى ميان آنها و خدا بود كه فرمانهاى الهى و حقايق را از اين طريق دريافت مىداشتند.
و «وحى تكوينى» در حقيقت، همان غرائز و استعدادها و شرائط و قوانين تكوينى خاصى است كه خداوند در درون موجودات مختلف جهان، قرار داده است.
***
٢- حقيقت اسرارآميز وحى
در مورد «ماهيت وحى» سخن بسيار گفته شده، ولى از آنجا كه اين ارتباط