تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٦
چگونگى زندگى او بعد از مرگ است، بنابراين، بايد دست به دامن والاى او زد، و نه غير او.
سپس، به ذكر دليل سومى پرداخته، مىگويد: «او است كه بر هر چيزى قادر و توانا است» «وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ».
اشاره، به اين كه، شرط اصلى «ولىّ» دارا بودن قدرت است و قادر حقيقى او است.
***
و در آيه بعد، چهارمين دليل ولايت او را به اين صورت شرح مىدهد: «در هر چيز اختلاف كنيد، داورى و حكمش با خدا است» و تنها او است كه مىتواند به اختلافات شما پايان دهد «وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَىْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ».
آرى، يكى از شؤون ولايت آن است، كه بتواند به اختلافات كسانى كه تحت ولايت او هستند، با داورى صحيحش پايان دهد، آيا بتها و شياطينى كه معبود واقع شدهاند، توانائى بر چنين كارى دارند؟ يا اين كار مخصوص خداوندى است كه هم حكيم و آگاه به طرق حل هرگونه اختلاف است، و هم قادر است حكم و داورى خود را اجرا كند، پس، خداوند عزيز و حكيم، بايد حاكم باشد نه غير او.
گر چه، بعضى از مفسران، خواستهاند مفهوم «مَا اخْتَلَفْتُمْ فِيْهِ مِنْ شَىْءٍ» را محدود به اختلاف در تأويل آيات متشابه، يا فقط مخاصمات و اختلافات حقوقى، بدانند، ولى مفهوم آيه گسترده است، و هر گونه اختلافى چه در معارف الهى و عقائد، چه در احكام تشريعى، چه در مسائل حقوقى و قضائى، و يا غير آن در ميان انسانها روى دهد، به حكم آن كه معلوماتشان محدود و ناچيز است، بايد از سرچشمه فيض علم حق، و از طريق وحى برطرف گردد.