تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٧
اشاره به اين است كه، مواد تشكيل دهنده آسمان و زمين، از نظر تكوين و آفرينش كاملًا تسليم اراده و فرمان خدا بود، اشكال لازم را به خود پذيرفت، و هيچگونه مقاومتى در برابر اين فرمان الهى، از خود نشان نداد.
به هر حال، روشن است كه آن «امر» و اين «امتثال» جنبه تكليفى و تشريعى نداشته، بلكه، صرفاً از نظر تكوين صورت گرفته است.
٦- جمله فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ: «آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز آفريد»، اشاره به وجود دو دوران در آفرينش آسمانها است كه هر دورانى از آن ميليونها، يا ميلياردها سال به طول انجاميده، و هر دوران به نوبه خود، به ادوار ديگرى تقسيم مىشود، اين دو دوران ممكن است دوران تبديل گازهاى فشرده به مايع و مواد مذاب، و دوران تبديل مواد مذاب به جامد بوده باشد.
قبلًا نيز گفتهايم: استعمال «يَوْم» و معادل آن در فارسى (روز) و در لغات ديگر، به معنى «دوران» بسيار رائج و متداول است، و حتى در كلمات روزمره ما، فراوان ديده مىشود، فى المثل، مىگوئيم: انسان در زندگى يك روز گرفتار ناكامى مىشود، و روز ديگر پيروز مىگردد، اشاره به تركيب زندگى از دورانهاى مختلف شكست و پيروزى است.
شرح مبسوطى در اين زمينه، در جلد ٦ صفحه ٢٠٠ (ذيل آيه ٥٤ سوره اعراف) ذكر شده است.
٧- عدد «سَبْع» (هفت) ممكن است در اينجا «عدد تكثير» باشد، يعنى آسمانهاى فراوان و كُرات بىشمارى آفريديم، و نيز ممكن است «عدد تعداد» باشد، يعنى عدد آسمانها درست هفت است، با اين قيد كه تمام آنچه از كواكب و ستارگان ثوابت و سيارات را مىبينيم، طبق گواهى جمله بعد، در اين آيه، جزء