تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٣
مشركان كه پستترين موجودات را هم رديف مبدأ بزرگ عالم هستى قرار مىدهند، از هم متلاشى گردد.
تفسير اول، متناسب آيات مورد بحث، در زمينه وحى است و تفسير دوم، متناسب با آيه ٩٠ و ٩١ سوره «مريم» مىباشد كه بعد از ذكر گفتار ناهنجار كفار، كه براى خدا فرزند قائل شدند، مىفرمايد: تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الارْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدّاً أَنْ دَعَوْا لِلْرَّحْمنِ وَلَداً: «نزديك است آسمانها به خاطر اين سخن از هم پاره شود، و زمين بشكافد، و كوهها به شدت فرو ريزد، چرا كه آنها براى خداوند رحمن فرزندى قائل شدند». اين دو تفسير در عين حال، با هم منافاتى ندارد، و مىتواند در مفهوم آيه جمع باشد.
در اين كه: چگونه آسمانها و كوهها كه موجوداتى جامدند در برابر عظمت وحى، يا گفتار ناهنجار مشركان، ممكن است از هم بشكافند، تفسيرهاى متعددى وجود دارد، خلاصهاش چنين است:
مجموعه عالم هستى، از جماد و نبات و غير آن، داراى يكنوع عقل و شعور است، هر چند ما آن را درك نمىكنيم، و بر همين اساس، تسبيح و حمد خدا مىگويند، و در برابر كلام او خاضع و خاشعند و اين آيات و آيات سوره «مريم» شاهد آن است.
يا اين كه اين تعبير كنايه از عظمت و اهميت مطلب است، مثل اين كه مىگوئيم حادثه به قدرى عظيم بود كه گوئى آسمان و زمين را بر سر ما خراب كردند.
سپس در دنباله آيه مىافزايد: «فرشتگان، تسبيح و حمد پروردگارشان را به جا مىآورند، و براى كسانى كه در زمين هستند، استغفار مىكنند» «وَ الْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِى الأَرْضِ».