تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧١
گياهان را مىسوزانيد و نابود مىساخت، ولى اكثر مردم از كنار اين مواهب عظيم الهى بىتوجه مىگذرند، و شكر او را به جا نمىآورند.
جالب اين كه، قاعدتاً بايد به جاى «النَّاسِ» دوم، ضمير باشد، و بفرمايد «لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لايَشْكُرُونَ»، ولى ذكر كلمه «النَّاسِ» به جاى ضمير، گويا اشاره به اين است كه طبع انسان (تربيت نايافته)، كفران نعمت است، چنان كه در آيه ٣٤ سوره «ابراهيم» نيز مىخوانيم: إِنَّ الانْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ: «انسان بسيار ظالم و كفران كننده است». «١»
اما اگر انسان، چشمى بينا، و قلبى دانا داشته باشد، كه خوان نعمت بىدريغ الهى را كه همه جا گسترده است، ببيند، و باران رحمت بىحسابش را كه همه جا رسيده است، مشاهده كند، بى اختيار، زبان به شكر و ثناى او مىگشايد، و خود را در مقابل اين همه عظمت و رحمت، كوچك و مديون مىبيند. «٢»
***
آيه بعد، از توحيد ربوبيت پروردگار، شروع كرده و به توحيد خالقيت و عبوديت ختم مىكند، مىفرمايد: «آن كس كه اين همه، نعمتها را بر شما ارزانى داشته خداوندى است كه مالك و مربى شما است» «ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ».
«همان خداوندى كه خالق همه چيز است» «خالِقُ كُلِّ شَىْءٍ».
«معبودى جز او نيست» «لا إِلهَ إِلَّا هُوَ».
در حقيقت، وجود نعمتهاى فراوان الهى، دليل بر ربوبيت و مدبريت، او است.